Cyber soldiers 313

امام خمینی (ره): اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود

Cyber soldiers 313

امام خمینی (ره): اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود

Cyber soldiers 313

ما در قبال تمام کسانی که راه کج میروند مسئولیم،
حق نداریم با آنها برخورد تند کنیم. از کجا معلوم که
ما در انحراف این ها نقش نداشته باشیم؟
((شهید همت))

تهیه و تنظیم شده توسط سرباز سایبری 313

شبهه وارده این است که اهل سنت و خیلی از افراد دیگر می گویند: با اقرار به خداوند بزرگ توجه نمودن به غیر خدای تعالی شرک است و مشرک کسی است که روی به غیر خدا نموده و طلب حاجت از او بنماید. و جامعه شیعه بنابر آنچه مشهود است ابداً توجهی به خدا ندارند و تمام تقاضای خود را از امامان خود می نمایند بدون اینکه نام خدا را ببرند.حتی می بینیم شیعیان درمعابر و درب خانه ها  و دکان ها که می آیند می گویند( یا علی) ( یا امام حسین) (یا امام رضای غریب) (یا حضرت عباس) یک مرتبه شنیده نشده (یا الله) بگویند. اینها خود دلیل شرک است که جامعه شیعه ابداً توجهی به خدا ندارند بلکه تمام توجه خود را به غیر خدا می نمایند. و شیعیان نذرشان را برای امام و امام زاده می کنند و چون نذرشان برای غیر خداست آنها مشرک هستند.

در پاسخ باید بگویم: قاعده عقل و علم و منطق این است که در عقاید هر قوم و ملتی اگر بخواهند قضاوت کنند بررسی کامل در قوانین آن قوم و کتب مضبوطه آنها می نمایند. و اگر شما مردمان بی غرض و در پی بهانه وعیب جویی نیستید و می خواهید بررسی عاقلانه بنمایید به کتب فقهیه شیعه که در دسترس عموم است مراجعه نمایید.

چنانچه کتب فقه استدلالی و رسائل عملی را مطالعه نمایید خواهید دید که در همین باب نذر، فتوای تمام فقها شیعه است که در موقع نذر بایستی دو شرط منظور گردد که اگر یکی از آن دو نباشد نذر منعقد نمی شود.

1- نیت مقارن باعمل

2- صیقه نذر به هر زبانی که باشد

نیت در تمام عبادات مخصوصاً در نذر ( الله و فی لله وطلباً لمرضات الله ) باید باشد. پس نیت برای غیر خدا به کلی از بین می رود.

شرط دوم آن است که نذر کننده حتما باید در موقع نذر صیغه بخواند و در صیغه تا نام خدا نباشد صیغه جاری نمی شود .

مثلا کسی می خواهد نذر روزه بنماید باید بگوید (لله علی أن أصوم ) و به همین طریق است تمام نذورات.

وچنانچه اجرای صیغه عربی میسر نباشد به زبان خود می تواند اجراء صیغه بنماید.

و اگر در نیت غیر خدا باشد یا دیگری را از زنده یا مرده با نام خدا داخل کند خواه پیغمبر یا امام یا امام زاده باشد قطعاً آن نذر باطل است و اگر عمداً از روی علم این عمل را بنماید مشرک است و فقهاء شیعه عموماً بیان دارند که نذر برای هر زنده یا مرده اگر چه پیغمبر و امام باشد باطل است و اگر عالماً عامداً بنماید شرک است.

خوب پس طبق کتب شیعه نذر را باید برای خدا کرد ولی در مصرفش مختارند به هر جا قرار بدهند.

مثلاً نذر می کند گوسفندی برای خدا ببرد در فلان خانه یا معبد یا بقعه امام و یا امام زاده بکشد عیب ندارد.

نذر می کند پولی یا لباسی برای خدا به فلان سید ذریۀ رسول الله یا عالم یا یتیم یا فقیری بدهد عیب ندارد.

گمان می کنم به همین مقدار از جواب کشف حقیقت شد تا بعدها شیعیان را مشرک نخوانید و امر را بر مردم مشتبه نکنید.

یکی دیگر از شبه هایی که برادران اهل سنت و افراد فرفه های دیگر بیان می کنند این است که حاجت از امام خواستن و توسل به آنها نمودن خود شرک است چون ما احتیاجی به واسطه بشری نداریم و هر زمان که توجهی به حق نماییم نتیجه حاصل می گردد.

در جواب باید بگویم مگر مطلق حاجت خواستن از خلق شرک است؟

اگر چنین باشد پس تمام خلایق مشرکند و ابداً موحدی یافت نمی شود. اگر حاجت طلبیدن از خلق و تقاضای کمک نمودن از آنها شرک باشد پس انبیاء چرا از خلایق کمک می طلبیدند.

خوب است آقایان قدری در آیات قرآن مجید دقت فرمایید تا کشف حقیقت بر شما بشود.

به آیات 38 تا 40 سوره مبارکه نمل توجه فرمایید: که داستان آوردن آصف تخت بلقیس را نزد سلیمان نبی بیان می کند.

بدیهی است تخت بلقیس با آن عظمت را از منازل طولانی قبل از چشم بر هم زدن، نزد سلیمان آوردن کار مخلوق عاجز نیست و مسلم است که این امری است بر خلاف عادت و جناب سلیمان با علم به اینکه این عمل قدرت خدایی می خواهد، از خداوند درخواست آوردن تخت را ننمود بلکه از مخلوق عاجز تقاضای حاجت و کمک نمود. و از حاضرین مجلس خود خواست که آن تخت با عظمت را برای او حاضر نمایند. پس خود این تقاضا نمودن جناب سلیمان از مخلوق عاجز که کدام یک از شما می توانید با قوۀ خدا داده به شما این امر را عملی نمایید و تخت بلقیس را قبل از آمدن خودش نزد من حاضر نمایید، می رساند که مطلق حاجت خواستن از خلق شرک نمی باشد. خداوند دنیا را دار اسباب قرار داده و اگر کسی را که حاجت از او می طلبیم خدا و یا شریک خدا ندانیم ابداً مانعی ندارد تقاضای حاجت از او بنماییم.

پس اگر مریضی درب منزل طبیب و دکتر برود و بگوید آقای دکتر به دادم برس درد و مرض مرا کشت آیا این مریض مشرک است؟

اگر دزدی به خانه کسی به قصد جان یا مال یا ناموس او برود و او در بالای بام از همسایگان خود طلب کمک کند و بگوید ای مردم بدادم برسید نجاتم دهید و ابداً اسم خدا را درآن ساعت به زبان نیاورد مشرک است؟

قطعاً جواب منفی است و احدی از عقلا این نوع از مردم را مشرک نمی خوانند و اگر مشرک بخوانند یا نادانند و یا غرض ورزی نموده اند.

جامعه شیعه عموماً متفق هستند اگر کسی آل محمد را خدایان خود بداند یا آنها را شریک در ذات و صفات و افعال خدایی بداند قطعاً مشرک است و ما از آنها بیزاری می جوییم.

 

اگر شما شنیده اید شیعیان در گرفتاری ها می گویند (یا علی ادرکنی) (یا حسین ادرکنی) معنای آن این نیست که (یا علی الله ادرکنی) (یا حسین الله ادرکنی) بلکه چون دنیا دار اسباب آن خاندان جلیل را وسیله و اسباب نجات می دانیم و به وسیله آنها توجه به خدای متعال می نماییم. و خود قرآن مجید که سند محکم آسمانی است ما را هدایت می نماید که با وسیله باید به درگاه با عظمت او رفت، چنانچه در آیه 35 سوره مبارکه مائده می فرماید: ای اهل ایمان از خدا بترسید و به وسیله (اولیاء حق) به خدای متعال توسل جوئید. بله ما شیعیان آل محمد سلام الله علیهم اجمعین را مستقل در حل امور نمی دانیم بلکه آنها را عباد صالحین و واسطه فیض از مبدأ فیاض می دانیم و توسل ما به آن خاندان جلیل بر حسب دستور خود رسول اکرم (ص) می باشد.

وقتی به اینجا میرسیم شبهه ای که برادران اهل سنت وارد می کنند این است که: در کجا نبی مکرم دستور توسل به آنها را داده و از کجا معلوم شده که مراد از وسیله در آیه، آل محمد(ص)هستند؟

 

در پاسخ باید بگویم که بزرگان علماء خود برادران اهل سنت از قبیل حافظ ابو نعیم اصفهانی در نزول القرآن فی علی و حافظ ابوبکر شیرازی در ما نزل من القرآن فی علی و امام احمد ثعلبی در تفسیر خود نقل می نمایند که : مراد از وسیله در آیه شریفه عترت و اهل بیت پیغمبراند چنان چه اخبار بسیاری از رسول خدا (ص) دراین باب رسیده است.

و ابن ابی الحدید معتزلی که از اشراف علماء شما می باشد در ص 79 جلد 4 شرح نهج البلاغه خطبه حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) را در قضیه غصب فدک در حضور مهاجر و انصار نقل نموده که در اول خطبه بی بی مظلومه اشاره به معنای این آیه می فرماید به این عبارت: (حمد می کنم خدای را که از پرتو نور عظمتش اهل آسمان ها و زمین ها او را بندگی می کنند وهدف تمام وسائل ذات اقدس اوست و مائیم وسیله درمیان خلق).

 

حدیث ثقلین

از جمله دلائل قوی و صحیح بر جواز تمسک و توسل و پیروی آل محمد وعترت طاهره از اهل بیت رسالت حدیث شریف ثقلین است که با اسناد صحیح (شیعه و سنی) به حد تواتر رسیده که رسول اکرم (ص) فرمودند : (إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی) اگر تمسک به آن جویید هر گز گمراه نشوید بعد از من.

اینک به بعضی از کتب معتبر برادران اهل سنت اشاره می نمایم که حدیث شریف ثقلین را نقل نموده اند: مسلم بن حجاج در ص 122 جلد 7 صحیح و ابی داود در صریح و ترمذی در ص 307 جزء دوم سنن و سنایی در ص 30 خصائص و امام احمد بن حنبل در ص14 و17 جلد سیم و ص 26 و 59 جلد 4 و ص 182 و189 جلد پنجم مسند و دیگران از بزرگان علمای اهل سنت که نقل تمام آنها مقتضی وقت این مختصر نیست.

به مختصر اختلافی در الفاظ وعبارات این حدیث شریف را که به نقل خاصه و عامه به حد تواتر رسیده از رسول اکرم (ص) نقل نموده اند که فرمود : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ...

این دلیل محکم ماست که به امر رسو ل الله (ص) باید تمسک و توسل بجوییم به قرآن کریم و اهل بیت (س)

 

حدیث سفینه

یکی دیگر از دلایل ما در توسل به اهل بیت حدیث معتبر سفینه است که بسیاری از علماء بزرگ اهل سنت آن را به حدّ تواتر نقل کرده اند.

و آنچه در نظر دارم زیاده از صد نفر از بزرگان اهل سنت در کتب معتبر خود ثبت نموده اند از قبیل، مسلم بن حجاج در صحیح خود و امام احمد بن حنبل در مسند و حافظ ابونعیم اصفهانی در حلیة و جلال الدین سیوطی در درّالمنثور و امام ثعلبی در تفسیر کشف البیان و طبرانی در اوسط و حاکم در ص151 جلد سیم  مستدرک و سلیمان بلخی حنفی در باب 4 ینابیع الموده و دیگران از اعاظم علماء شما نقل نموده اند که رسول اکرم (ص) فرمود : به درستی که مثل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح است کسی که سوار بر او شد نجات یافت و کسی که دوری از او نمود هلاک گردید.

مطلب دیگر یادم آمد که اگر بنا به فرموده شما بشر احتیاج به واسطه ندارد و اگر با وسیله به سوی خدا استغاثه کند مشرک می باشد، پس خلیفه دوم عمربن خطاب چرا در موقع احتیاج و اضطرار با واسطه به سوی خدا می رفت.

خلیفه مکرر در مواقع احتیاج توسل به اهل بیت می جست تا نتیجه بگیرد به دو مورد از آن موارد اشاره می کنم.

1- ابن حجر مکی بعد از آیه 14 در صواعق محرقه از تاریخ دمشق نقل مینماید که در سال 17 هجری مکرر مردم برای طلب باران رفتند و نتیجه نگرفتند، همگی پریشان شدند عمر بن خطاب گفت هر آینه فردا طلب آب می کنم به وسیله کسی که حتماً خدا به واسطه او به ما آب خواهد داد. صبح فردا که شد خلیفه عمر نزد عباس عموی پیامبر (ص) رفت و گفت بیرون بیا تا ما به وسیله تو از خدای متعال طلب آب نماییم.

جناب عباس فرمود : قدری بنشین تا وسیله فراهم کنم آنگاه فرستاد بنی هاشم را خبر کردند، پس جناب عباس بیرون آمد در حالی که علی (ع) در جلوی او و امام حسن (ع) در طرف راست و امام حسین (ع) در طرف چپ او و بنی هاشم در عقب سرش بودند آنگاه فرمود : یا عمر احدی را با ما مخلوط مکن. پس به مصلا رفتند و دست به دعا شدند هنوز دعا یشان تمام نشده بود که ابرها حرکت و باران بنای باریدن را گذارد.

2- ابن ابی الحدید  معتزلی درص256 جلد دوم شرح نهج البلاغه نقل می نماید: خلیفه عمر با جناب عباس عموی پیامبر(ص) به طلب باران رفتند خلیفه عمر در محل عرض کرد : پروردگارا ما توسل می جوییم به سوی تو به عموی پیغمبرت و باقیمانده از پدرانش پس حفظ فرما مقام پیغمبرت را و عمویش را زیرا که او ما را دلالت نموده به سوی تو.

اگرشفیع بودن آل محمد بسوی خدا شرک است پس قطعا طبق روایات علمای خودتان خلیغه عمر مشرک بوده است، و اگر آن عمل خلیفه شرک نبوده پس حتماً عمل شیعیان و توسل آنان به اهل بیت هرگز شرک نخواهد بود.

جایی که خلیفه عمر با بودن بزرگان صحابه هر چه دعا کند نتیجه نگیرد مگر به وسیله اهل بیت پیغمبر(ص) ، شما چگونه انتظار دارید که ما بی واسطه و مستقل دعا کنیم و نتیجه بگیریم.

پس آل محمد سلام الله علیهم اجمعین در تمام ادوار از زمان پیغمبر تا این زمان وسایل بندگان به سوی خدا بودند و ما هم برای آنها استقلالی در قضاء حوائج قائل نیستیم مگر آنکه آنها را عباد صالحین و امامان بر حق و مقربین درگاه حق تعالی دانسته، لذا واسطه بین خود و خدا قرار می دهیم و بزرگترین دلیل بر این، معنی کتب ادعیه ما می باشد که در تمام ادعیه مأثوره از ائمه معصومین (ع) غیر از آنچه عرض کردم به ما دستور داده نشده و ما هم غیر از این طریق عمل ننموده و نخواهیم نمود.

یکی از همین ادعیه دعای توسل است که اگر به این دعا توجه کنید تمام ائمه معصومین را (یا حجه الله علی خلقه) خطاب می کند و در این دعا گفته می شود ای حجت خدا بر خلق خدا ای سید و مولای ما توجه و توسل و طلب شفاعت می نماییم به وسیله شما بسوی خدای تعالی ای آبرومند نزد خدای تعالی شفاعت بنما من بی آبرو را نزد خدای متعال.

درکجای عبارات این دعاها اثری از آثار شرک می باشد؟ مگر در همه جایش نام مبارک خدای متعال نیست درکدام عبارت ما آنها را شریک باری تعالی خوانده ایم؟

وقتی اشاره می کنیم به کتاب های دعایمان برادران و عزیزان اهل سنت این شبهه را وارد می کنند که درهمین کتاب های دعای شما دستور داده شده که زوار وقتی در حرم امام ها زیارتشان تمام شد دو رکعت نماز زیارت بخوانند مگر در نماز قصد قربت شرط نیست پس نماز زیارت یعنی چه؟ آیا نماز برای امام خواندن شرک نیست؟ همین اعمال زوار که رو به قبر امام می ایستند و نماز می خوانند بزرگترین دلیل بر شرک آنها می باشد: شما در این جا چه جوابی دارید این سند صحیح و کتاب معتبر خودتان است.

پاسخ : اولاً خوب است از دستور زیارت از هر قسمت جملاتی را بیان کنیم و بعد به موضوع نماز بپردازیم. مثلا در باب زیارت امام علی(ع): چون به خندق کوفه رسید بایستد و بگوید: الله اکبر  الله اکبر  اهل الکبریاد و المجد و العظمه، الله اکبر اهل التکبیر والتقدیس والتسبیح والا لادالله اکبر مما أخاف و احذر الله اکبر عمادی وعلیه أتوکل الله اکبر رجائی و الیه انیب الخ.

چون به دروازه نجف رسید بگوید: الحمدالله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لو لا أن هدا نا الله الخ.

وچون به در صحن مطهر رسید پس از حمد باری تعالی بگوید :اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهدان محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عندالله و اشهد أن علینا عبدالله و اخو رسول الله ، الله اکبر، الله اکبر ، الله اکبر ، لا اله الا الله و الله اکبر و الحمدالله علی هدایته و توفیقه لما دعا من سبیله الخ.

چون بر در حرم بقعه مبارکه رسید بگوید: اشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له الخ.

بعد از آنکه با اذن و اجازه خدا و پیغمبر وائمه طاهرین زائر وارد حرم مطهر شد زیارت مختلفه که مشتمل است بر سلام بر پیغمبر و امیر المومنین را می خواند و بعد از فراغت از زیارت دستور دارد شش رکعت نماز بخواند دو رکعت هدیه به امام علی (ع) و چهار رکعت هدیه به آدم ابوالبشر و نوح (ع) که در جوار قبر آن حضرت مدفون هستنند.

آیا نماز هدیه شرک است؟ آیا نماز هدیه برای و الدین و ارواح مومنین دستور نداریم، پس تمام این دستور ها شرک است؟؟؟ اگر زائر 2 رکعت نماز هدیه برای امام علی (ع) به نیت قربة الی الله بجا آورد شرک است؟

لازمه انسانیت هر انسانی این است که وقتی به دیدار دوست می رود هدیه ای برای او ببرد کما آنکه از رسول اکرم (ص) در جمله ای از کتاب اخبار فریقین بابی هست در ثواب هدیه دادن به مومن و چون زائر در مقابل قبر مولای محبوبش قرار می گیرد و می داند که بهترین چیزی را که در مدت حیات آن حضرت دوست می داشته نماز بوده است، 2 رکعت نماز قربة الی الله می خواند آنگاه ثوابش را هدیه می کند به روح پر فتوح آن حضرت آیا این عمل شرک است؟؟؟

و بعد از فراغت از نماز در بالای سر آن حضرت رو به قبله (نه رو به قبر) در حالتی که قبر مبارک در دست چپ واقع است این دعا را بخواند: پروردگارا این 2 رکعت نماز را هدیه نمودم به سوی سید و مولای خود ولی تو و برادر رسول تو امیرالمومنین علی ابن ابی طالب (ع) پروردگارا رحمت خود را بفرست بر محمد و آل محمد و قبول نما این 2 رکعت نماز را از من و برای این عمل جزای احسان کنندگان به من مرحمت فرما، تویی خدای واحد که شریک نداری برای آنکه جایز نیست نماز و رکوع و سجود مگر برای تو چون تویی خدای بزرگ و نیست خدایی غیر از تو.

خوب حالا انصافاً چنین زائری که از اولین قدمش بخاک نجف تا آخرین ساعتی که از نماز زیارت فارغ میشود متذکر به حق باشد و نام خدا بر زبان داشته و او را به عظمت و وحدانیت یاد نماید و علی(ع) را عبد صالح و برادر و وصی رسول الله (ص) بخواند و به زبان حال اعتراف به این معنی بنماید مشرک است؟؟؟

پس اگر نماز خواندن و شهادت به وحدانیت خدا دادن شرک است تمنا می کنم طریقه توحید را به ما یاد دهید تا از طریقه خدا و پیغمبر بیرون آمده و داخل در طریقه شما گردیم.

و در رابطه با قسمتی از شبهه که گفته اند: ما عتبه را می بوسیم و وارد حرم می شویم و بر در حرم های امامان خود که می رسیم سجده می کنیم آیا این سجده برای علی(ع) نیست آیا این شرک نیست؟؟؟

 

باید بگویم دستوری که در کتب ادعیه رسیده این است که زائر برای اظهار ادب عتبه را ببوسد نه آنکه سجده بنماید.

اولاً روی چه قاعده شما بوسیدن را حمل بر سجده نمودید؟ ثانیاً شما در کجا دیده اید از قرآن مجید و احادیث که منع از بوسیدن عتبه درگاه پیغمبر یا امامی شده و یا بوسیدن را علامت شرک قرار داده باشند؟؟؟

 

مگر خداوند در آیه 16 سوره مبارکه حجرات نمی فرماید هرگاه فاسق خبری برای شما آورد تحقیق کنید، پس چرا بدون تحقیق درباره ما قضاوت می کنید بروید از نزدیک ببینید آنگاه ایراد و اشکال بگیرید. چنانچه خدای بزرگ شاهد است روزی که به قبر ابو حنیفه رفتم جماعتی از برادران اهل تسنن هندی را دیدم عوض عتبه چندین مرتبه زمین را می بوسیدن و به خاک می افتادن چون نظر کینه و عداوت نداشتم و دلیلی بر حرمت عمل ندیدم تا این ساعت آن را نقل نکردم چون دیدم از روی محبت رفتار می نمایند نه از روی عبودیت.

 

هیچ زائر شیعه هرگز سجده ننموده و نمی کند مگر برای خدای متعال واین فرموده کاملاً تهمت وافتراء و دروغ محض است. در حالی که اگر هم به طرز سجده که عبارت از خاک افتادن و صورت و پیشانی بر زمین مالیدن باشد(نه به قصد عبودیت) مانعی ندارد چه آنکه تعظیماً و تکریماً در مقابل شخص بزرگی (نه به قصد خدایی یا شریک برای خدا قرار دادن) خم شدن و روی زمین افتادن و صورت روی خاک گذاردن ابداً شرک نمی باشد. بلکه کثرت و شدت علاقه به محبوب موجب تعظیم و صورت روی خاک مالیدن و بوسیدن می شود. سجده مربوط به نیت است و نیت امر قلبی است وعالم به قلوب و نیات قلبی خدای تعالی می باشد. ظاهراً می بینیم فردی یا افرادی بحال سجده روی زمین افتاده ولی چون از نیت قلب او خبر نداریم نمی توانیم حمل به سجده نماییم مگر در اوقات سجده ی مخصوص که معلوم است ظاهرش را سجده می نما ییم.

به خاک افتادن و سجده نمودن برادران یوسف ایشان را

 پس به طرز سجده به عنوان تعظیم و تکریم (نه نیت سجده) روی خاک افتادن کفر و شرک نیست، چنانچه برادران یوسف در مقابل یوسف چنین سجده ای را نمودند و دو پیغمبر حاضر(یعقوب و یوسف) منعشان ننمودند به صراحت آیه 100سوره مبارکه یوسف که خداوند خبرمی دهد:

پدر و مادر را بر تخت بنشاند آنگاه برادران افتادند و او را سجده نمودند در آن حال یوسف گفت پدر این است تعبیر خوابی که از پیش دیدم که خدای من آن خواب را واقع و محقق گردانید.

مگر در چند جای قرآ ن کریم خبر از سجده نمودن ملائکه به آدم ابو البشر نمی دهد؟ پس اگر بیان شما صحیح باشد که به طرز سجده (بدون نیت عبودیت) روی خاک افتادن شرک باشد بایستی برادران یوسف و ملائکه مقربین همگی مشرک بوده باشند، و فقط إبلیس لعین موحد بود که ترک سجده نمود؟! و حال آنکه چنین نیست تمام آنها موحد وخدا پرست بودند.

منبع: کتاب شبهای پیشاور خلاصه ای از صفحات 127 تا 134

جمع آوری و تنظیم توسط سرباز سایبری 313

 

 

 

 

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی